سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
نبرد ایران و اسرائیل

علىّ بن الحسین علیهما السّلام فرمود: «روزى رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله با اصحاب خود در مسجد نشسته بود پس فرمود: مردى از اهل بهشت از این در بر شما وارد مى‏ شود و درباره مسائلى که به او مربوط است پرسش مى‏ کند، در این هنگام مرد بلند قامتى که به مردان قبیله مضرّ مى‏ماند نمایان شد، نزدیک آمده و به رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله سلام کرد و نشست، بعد گفت: اى رسول خدا من شنیده‏ ام خداوند در کتابى که فرو فرستاده مى‏ فرماید:

«همگى به ریسمان خدا چنگ زنید و از هم جدا نشوید» این ریسمانى که خداوند چنگ زدن به آن و متفرّق نشدن از گردن آن را به ما امر فرموده چیست؟ پیامبر خدا صلّى اللَّه علیه و آله مدّتى سر به زیر افکند و خاموش ماند. سپس سر برداشت و با دست خویش به علىّ بن ابى طالب علیه السّلام اشاره فرمود و گفت: این همان ریسمان خدا است که هر کس چنگ بدان زد در دنیا محفوظ و در آخرت از گمراهى مصون است، پس آن مرد به علىّ(ع) نزدیک شده و او را از پشت سر در آغوش گرفته و مى‏ گفت: من به ریسمان خدا و رسولش آویختم، سپس برخاست و پشت کرده بیرون رفت، پس از رفتن او مردى به پا خاست و عرض کرد: اى رسول خدا اجازه مى‏ دهید خود را به او رسانیده از او بخواهم براى من طلب آمرزش نماید؟ رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمود: در صورتى که موفّق شوى او را پیدا کنى! راوى گوید: آن مرد خود را به او رسانیده و از او درخواست کرد که از خدا برایش آمرزش طلبد، آن مرد 

گفت: آیا دریافتى که رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله به من چه فرمود و من به ایشان چه گفتم؟ مرد جواب داد: آرى! آنگاه اضافه کرد: اگر تو به همان ریسمان چنگ بزنى خداوند تو را مى ‏آمرزد، در غیر این صورت خدا تو را نخواهد بخشید» اگر رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله ما را به ریسمان الهى که خداى عزّ و جلّ در کتابش به ما چنگ زدن به آن و پراکنده نشدن از گرد آن را امر فرموده، هدایت نمى‏ کرد، مسلّما براى دشمنان ستیزه‏ جو راه تأویلى در آن باز مى‏ شد که از روى حسادت و دشمنى با تأویل و برگرداندن آن به کسى دیگر غیر از آن که مورد نظر خداوند بوده و پیامبرش بدو راهنمائى کرده از آن عدول کنند.

لکن رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله در خطبه مشهور خود که در حجّة الوداع در مسجد خیف ایراد کرد فرمود: من طلایه‏ دار شمایم و شما در کنار حوض (در قیامت) به من مى ‏رسید، حوضى که وسعت آن به اندازه فاصله میان بصرى تا صنعا است و داراى جامهائى به عدد ستارگان آسمانى است، بدانید من پس از خود دو چیز گرانبها در میان شما به جاى مى‏ گذارم، آن چیز گرانقدرى که بزرگتر است کتاب خدا است و گرانقدر کوچکتر عترتم یعنى خاندان من است، آن دو ریسمان خدایند که میان شما و خداى عزّ و جلّ کشیده شده، مادامى که آن ریسمان را دستگیر خود ساخته‏ اید هرگز گمراه نمى ‏شوید.




تاریخ : جمعه 91/5/13 | 10:30 عصر | نویسنده : ف.س | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.
وبلاگicon
Online User